![]() |
![]() |
|
| توهمات درون تابوت |
|
ما چی می خواستیم از این زندگی!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببین چی نسیبمون شد ازش....................... من که از زندگیم گذشتم واسه یه جر فقط یه جر صداقت ... ..................که از اوج پریدنها بر این ویرانه ها افتادم. نمیدونم شاید دوباره با یه فاحشه ای رفیق بشم فاحشه ای بنام تنهائی. هنوز هیچی معلوم نیست. هر کس یک خدای دارد.......
از خدای تنهائی خود آموخته ام که: دل را باید به یک دلبر داد و با یک دل دو دلبر داشتن رسم ادب نیست. ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:28 توسط مری امراه(کیا رستم) |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چرا بوی کافور رهایم نمی کند؟ از هر وسیله معطر کننده ای هم که دم دست دارم بوی تند و تیز کافور بیرون می زند. همه آن هائی را هم که می شناسم، که مراوده دارم، که می بوسم، که در آغوش می گیرم همین بو را می دهند.
انجمن بوي كافور . . http://lover619.mihanbb.com |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن بوي كافور آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
توهمات درون تابوت فيلترشكن |
|
RSS
|
|
نرنجم كه با ديگري خو كني.....تو با من چه كردي كه با او كني (انجمن بوي كافور... منتظرتون هستم) http://lover619.mihanbb.com/ |