![]() |
![]() |
|
| توهمات درون تابوت |
|
سلام دوستان عزیز
خاطره: طبق معمول ۵ شنبه ها به هزار تا رفیقام داشتم قول میدادم با یکیشون کوه با یکیشون استخر و... بریم روزه جمعه رو (اخر با هیچکدوم نمیرم بیرون تا این که ساعت ۱۱.۳۰ شب بود دختر خالم بود زنگ زد کیا فردا بریم جایی کارت دارم گفتم چی شده؟ برام گفتش : اره ۲ تا از دوستم تو دانشگاه قرار گذاشتیم هر کی با زیدش بیاد کافی شاپ هر کی کم بیاره اون کافه و ناهارو حساب میکنه بالاخره فردا شد و ما رفتیم تیپم عوض کردم کت و شلوار رفتیم رسیدم و حال و احوال پرسی تا اینکه ۲ از پسرا نسکافه سفارش دادن رو کم کنی: اولی: نسکافرو زیدش با انگشت به هم زد پسره هم خوردش دومی: نسکافرو از قصد ریخت رو میز با زبون لیسید دختر خالم با دست و چشم و ابرو بهم فهموند که چه غلطی میکنی ما هم اخر سوژه ستم بود کم میاوردم گفتم بره من یه چای با شکر بیارید لطفا ... هر ۴ نفرشون به من نگاه میکردن که کم اوردنم حال میکردن تو خیالشون شیش لیگ صرف میکردن ... هی به زیداشون نگاه میکردن میخندیدن خوردن دختر خالم منفجر شده بود دیدم اروم ۲ تا پسرا رفتن حساب کردن بی حال شده بودن بدبختا گفتن بریم ناهارم بخوریم تو دانشگاشون یه مدت حرف این جریان بود ... حرف اخر :از شما هایی که منو دوباره تشویق کردین برگردم تشکر میکنم emar.iran :id
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 23:40 توسط مری امراه(کیا رستم) |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چرا بوی کافور رهایم نمی کند؟ از هر وسیله معطر کننده ای هم که دم دست دارم بوی تند و تیز کافور بیرون می زند. همه آن هائی را هم که می شناسم، که مراوده دارم، که می بوسم، که در آغوش می گیرم همین بو را می دهند.
انجمن بوي كافور . . http://lover619.mihanbb.com |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن بوي كافور آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
توهمات درون تابوت فيلترشكن |
|
RSS
|
|
نرنجم كه با ديگري خو كني.....تو با من چه كردي كه با او كني (انجمن بوي كافور... منتظرتون هستم) http://lover619.mihanbb.com/ |